الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
224
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )
پرمعنايى است كه تمام خير دنيا و آخرت در آن ، جمع است . در آغاز امام عليه السّلام خدا را به جهت نجات از ده چيز حمد و سپاس مىگويد كه هريك از آنها مىتواند تيره روزى دنيا و آخرت را فراهم سازد . در چهار قسمت از اين ده قسمت مىفرمايد : « ستايش ويژهء خداوندى است كه مرا به صورت مرده و بيمار وارد بامداد نساخت و به بيماريهاى بدمنظر گرفتار ننمود ( و آفتى بر رگها و اعضايم وارد نكرد ) و به كيفر بدترين اعمالم مجازاتم نكرد و مرا بىفرزند قرار نداد » ؛ ( الحمد اللّه الّذي لم يصبح بي ميّتا و لا سقيما ، و لا مضروبا على عروقي « 1 » بسوء ، و لا مأخوذا بأسوإ عملي ، و لا مقطوعا دابري « 2 » ) . جملهء « لم يصبح » اشاره به اين است كه انسان هنگامى مىتواند در زندگى موفّق باشد كه از آغاز صبح ، سالم و با نشاط باشد و خدا را براين نعمت بايد سپاس گفت . جملهء « و لا مضروبا على عروقي بسوء » به اعتقاد جمعى از شارحان نهج البلاغه اشاره به بيماريهايى است كه انسان را بد منظر مىكند مانند برص و پيسى ، و آن را در عرف عرب كنايه از اين معنا مىدانند ، در حالى كه بعضى ديگر عروق را به معناى اعضا تفسير كرده و جمله را اشاره به سلامت اعضاى آدمى مىدانند كه از بزرگترين نعمتهاى خداست . بعضى ديگر عروق را به همان معناى اصلى ؛ يعنى رگها تفسير كردهاند . اشاره به اينكه نبودن آفتى در رگهاى بدن از نعمتهاى بزرگى است كه شكر و سپاس دارد و مىدانيم كه امروز يكى از بيماريهاى رايج و خطرناك ، گرفتگى رگهاى قلب و مغز است كه عامل مهمّ سكتههاى قلبى و مغزى است .
--> ( 1 ) . « عروق » جمع « عرق » بر وزن « حرص » در اصل به معناى رگهايى است كه مجراى خون در بدن است و به اصل و ريشهء هرچيزى نيز گفته مىشود . ( 2 ) . « دابر » در اصل به معناى پشت يا شخص تابع است به همين لحاظ به فرزندان و نسلهايى كه بعد از انسان مىآيند « دابر » گفته مىشود .